کد خبر: ۸۰۳۱
تاریخ انتشار: ۲۳ فروردين ۱۳۹۶ - ۱۷:۴۳
printنسخه چاپی
sendارسال به دوستان
مریم خاکسار

مریم خاکسار

من یک درمانگرم. کارم این است که آدمها را بشنوم . خوب به چشمهایشان نگاه کنم وقتی که حرف می زنند . خودم را جای آنها بگذارم تا بدانم چه می کشند. مدتی است که فهمیده ام با آمدن هر مراجعی به دفتر کارم چه از بالای شهر ، چه از پایین شهر و چه از مرکز شهر ، یک نفر سومی هم در جلسات ما حاضر می شود. نفر سومی که دلش خیلی پر است و حال دلش اصلا خوب نیست؛ «تهران»
پای حرفهایش که نشستم از ترافیک، آلودگی هوا، آلودگی صوتی، بناهای فرهنگی رها شده در آستانه  ویرانی، سازه های نا ایمن، ساخت و سازهای بی رویه ی نابود کننده ی محیط زیست، کودکان کار، تکدی گری و ..... گفت . به چهره اش که نگاه کردم غمگین بود و عبوس. چشمهایش برق نداشت. بیشتر از اینکه ناراحت خودش باشد، دل نگران آدمهای این شهر بود که حال دلشان در دل این مشکلات خوب نیست.
با خودم فکر کردم چطور می شود به داد دلش رسید؟ 
شاد شدن شهر و جامعه با نقاشی کردن چند دیوار و حتی تمام دیوارهای سطح شهر، کاشتن چند اصله و حتی چندین اصله درخت بیشتر، کاشتن لاله های خوش آب رنگ تر و بنفشه های بیشتر، رنگ زدن دیواره های پله های برقی  و ... میسر نمی شود. این به معنای بی ثمر خواندن کامل این اقدامات نیست. اینها در بهترین حالت مسکن اند نه معالج. برای شادتر شدن شهر به کارهای جدی تری نیاز است، تا صورتش به لبخندی بشکفد. 
به نظر می رسد حلقه مفقوده در حل تمامی مشکلات این شهر " تغییر نگرش" است. 
نگرش عبارت است از نوعی موضع گیری قبلی برای انجام عملی مثبت یا منفی نسبت به اشخاص، اشیا و حوادث با توجه به اهداف اجتماعی . نگرش نقش جهت دهنده در تبدیل حالات روانی- عاطفی به حالات حرکتی ایفا می کند. خودمانی ترش این می شود که تغییر نگرش یعنی گرایش به عملی متفاوت از آنچه تا کنون انجام داده ایم . تغییر نگرش در افراد از طریق آموزشهای رسمی و غیر رسمی امکانپذیر است. تغییر نگرش مسوولیت پذیری تک تک افراد را چه در مقام یک شهروند عادی چه در مقام مسوول بالا می برد و منجر به رفتارهای مسوولانه تری در قبال شهر و محیط زیست می گردد. در واقع با تغییر نگرش امکان پیش بینی رفتارهای افراد بالاتر می رود و همین مدیریت شهر را راحت تر می کند. تغییر نگرش نظام ارزشی افراد را متحول می کند. در آن صورت دیگر هر فرد چه در مقام شهروند عادی ، چه در مقام مسوول به راحتی شانه بالا نمی اندازد که مشکل ترافیک مشکل من نیست. آلودگی هوا به من چه!!!! به درک که فلان خانه تاریخی در فلان جای شهر رو به ویرانی است یا همین است که هست....
در آن صورت شهرداری با تقصیر را گردن خودروهای تک سرنشین انداختن ، تولید کننده داخلی خودرو با مشکل را گردن تولیدات و استانداردهای موجود یا ناموجود بنزین و سوخت ، میراث فرهنگی با کم زوری مصوبه های موجود در مقابل زور زیاد و زر، محیط زیست با کمبود بودجه ، شهروندان  عادی با  کلان بودن مشکلات و خرد دیدن خود  در حل آنها ، بیش از این، از تعهدات خود شانه خالی نمی کنند. آن وقت است که می توان امیدوار بود هر مسوول یک شهروند وظیفه شناس است و هر شهروند یک مسوول متعهد که دل هر دو برای این شهر می تپد. 
آن وقت است که می توان در کنار بهادادن بیشتر به تخصص، با هم اندیشی های علمی با محوریت مسایل شهری به دور از شعار زدگی و با پیچیدن نسخه های عملی، 
 اندکی نور و رنگ به چهره ی شهر پاشید. شهر را شب زنده دارتر کرد و حال دل شهر را بهتر دید.

حال دلتان خوش
* روانشناس
نظر شما‌
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
آخرین اخبار